فعالیتهای نوشتاری کتاب فارسی هفتم | |
![]() |
|
![]() |
|
جهت استفاده دانش آموزان عزیز و همکاران بزرگوار(دانلود نمایید) |
|
![]() |
|
![]() |
گواهی عقل به دشوار بودن خودسازی پس از دورهی جوانی و سهل بودن آن در دورهی نوجوانی و جوانی، از آن روست که خودسازی متوقف بر شناخت، ایمان و عمل است. آموختن در سنین پائینتر زمینه و بستر بیشتری دارد ضمن اینکه ایمان در قلب سالم وارد میشود و قلب نوجوان و جوان سالم تر و به فطرت اوّلیه خود نزدیکتر است، عمل نیز برای تبدیل شدن به ملکهای نفسانی و عادتی صحیح، نیازمند تکرار و تمرین است و یافتن مهارت عملی در دوران بعد از جوانی به آسانی تحصیل نمیشود.
از پیامبراکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نقل شده است:
«من تعلم فی شبابه کان بمنزلة الرسم فی الحجر و من تعلم و هو کبیر کان بمنزلة الکتاب علی وجه الماء.
کسی که در جوانی بیاموزد علم او همچون نقش بر سنگ ماندگار است و کسی که در حال پیری بیاموزد علم او همچون نوشته بر آب است.
این روایت بیان میکند که کسب معارف در جوانی آسانتر و ماندگارتر است. همچنین از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) روایت شده است:
«اوصیکم بالشبان خیراً فانهم ارق افئدة، ان الله بعثنی بشیراً و نذیراً فحالفنی الشبان فخالفنی الشیوخ»
( شما را به نیکی دربارهی جوانان سفارش میکنم، زیرا قلب نرمتری دارند، خداوند مرا به پیامبری
برانگیخت تا مردم را نوید دهم و انذار کنم و پس از آن، جوانان با من پیمان بستند ولی پیران با من
مخالفت کردند)
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در نامهای خطاب به فرزند خود میفرماید: «انما قلب الحدیث کالارض
الخالیه ما القی فیها من شیء قبلته. فبادرتک بالأدب قبل ان یقسو قلبک و یشتغل لُبّک»
(دل جوان همچون زمین ناکشته است، هر چه در آن کشت کنند بپذیرد، پس تو را ادب آموختم پیش از
آنکه دلت سخت شود و خردت سرگرم چیزهائی دیگر شود.)
امام علی (علیهالسلام) در این نامه پذیرندگی و صفائی دل جوان و آمادگی عقل او را مورد توجّه قرار
داده و اقدام به تربیت را در این سنین مؤثر میداند.
هر روز زین خراب غم آباد می روند جمعی که هفته ی دگر از یاد می روند
این زندگی ، حلال کسانی که همچو سرو آزاد زیست کرده و آزاد می روند
علی اکبر گلشن آزادی( تخلص گلشن )
در سال ۱۲۸۰ شمسی در شهرستان تربت حیدریه - خراسان رضوی متولد شد.در مشهد درگذشت و آرامگاه او در خواجه ربیع مشهد می باشد.آثارش : گلشن آزادی ، گلشن ادب - داستان ها از باستان ها -در تهران چه دیدم و چه شنیدم- مثنوی شاهان وارونه بخت ، مثنوی گلشن شوق ، صد سال شعر خراسان.
این زندگی حلال کسانی که...دارای آرایه های تشبیه - تشخیص - تکرار و تضاد یا طباق و مراعات نظیر ، می باشد.
درون مایه ی بیت : (آزاد زیستن و آزادگی و وارستگی از تعلقات مادی )
ارتباط معانی ( قرابت معنایی ) :
آزادگان همچون سرو هستند که رو به خورشید قد می کشند و ایستاده می میرند.
زیر بارند درختان که تعلق دارند ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد ( حافظ )
ندارد ریشه در خاک تعلق سرو آزادم دلی آماده ی پرواز چون برگ خزان دارم ( صائب )
دل آزاد من گرد تعلق ، هیهات بارها ، سیل تهیدست از این خانه گذشت ( صائب )
به سرو گفت کسی ، میوه ای نمی آری جواب داد که آزادگان تهیدست اند
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است ( حافظ )
بند بگسل باش آزاد ای پسر چند باشی بند سیم و بند زر
آسوده زهرچه نیست می باید بود وآزاده زهرچه هست می باید بود
دل چو آزاد از تعلق شد منور می شود قطره ای کز موج ، دامن چید گوهر می شود( بیدل )
۱- کلمات هم آوا :
۲- کلمات هم نویس
۳- کلمات هم آوا و هم نویسه
واژه هایی هستند که تلفظ ( آوا )ی یکسانی دارند . اما از نظر نوشتن و معنی و اشتقاق متفاوتند. کلماتی مانند :
خویش : خود - فامیل / خیش : وسیله شخم زدن
حیات : زندگی / حیاط : فضای باز خانه
ارز : پول خارجی / ارض : زمین / عرض: پهنا
******************************************
******************************************
کلمات هم نویسه : از اسمش پیداست . واژه هایی که نوشتن یکسان دارند اما از نظر معنی و تلفظ متفاوتند.
کلماتی مانند :
مِهر : محبت ؛ ماه مهر / مُهر : وسیله چاپ دستی
گِل : خاک / گُل :
کُشتی / کِشتی
مسلم / مسلّم
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
گوهر مخزن اسرار همان است که بود حقه ی مِهر بدان مُهر و نشان است که بود
************************************
************************************
دسته دیگری از کلمات نیز وجود دارد که در کتاب فارسی راهنمایی نیامده اما آشنایی با آن به نظر ضروری می رسد .
کلمات هم آوا - هم نویسه :
کلماتی که در نوشتن و تلفظ یکسانند اما از لحاظ معنی متفاوتند. کلماتی مانند :
شیر : نام حیوان / شیر : شیر آب / شیر : شیر خوردنی
روان : جان / روان : جاری
سیر : نام گیاه سیر / سیر : غذا خورده - متضاد گرسنه
نه من از پرده ی تقوا به در افتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
آتش است این بانگ نای و نیست باد هر که این آتش ندارد نیست باد
گلاب است گویی به جویش روان همی شاد گردد زبویش روان
****************************
****************************
کلمات ( هم آوا ) و ( هم نویسه ) در بحث آرایه های ادبی ، جناس ناقص نامیده می شوند .
کلمات ( هم آوا _ هم نویسه ) در بحث آرایه های ادبی ، جناس تام نامیده می شوند.

انشا
یعنی آفرینش ، نظم فکری ، پلی بین اندیشه و ارتباط با دیگران.
راه کارهای خلاقانه پیرامون تقویت انشای دانش آموزان :
1- بهتر است جلسات کلاس درس انشا در کتاب خانه ی مدرسه برگزار شود. زیرا دیدن یاورق زدن کتاب، هر چند به مدتی کوتاه حس کنجکاوی، علاقه و اشتیاق دانش آموزان را به مطالعه کتاب برمی انگیزد.
همکاران محترمی که مایل هستند کتب راهنمای معلم پایه هفتم را داشته باشند می توانند فایل آن را از طریق لینک های زیر دانلود نمایند.
تا کنون ۴ کتاب زیر به دست ما رسیده است ، پس از دریافت راهنمای کتب دیگر لینک آنها را نیز در اسرع وقت قرار داده خواهد شد.
دانلود راهنمای معلم کتاب عربی پایه هفتم
دانلود راهنمای معلم کتاب زبان انگلیسی پایه هفتم
دانلود راهنمای معلم کتاب ادبیات فارسی پایه هفتم
دانلود راهنمای معلم کتاب فرهنگ و هنر پایه هفتم
جهت دریافت دفترچه سوالات و پاسخنامه می توانید از لینک زیر استفاده کنید.
دفترچه سوالات آزمون تشخیصی پایه هفتم
خدا پرسید: پس تو می خواهی با من گفتگو کنی ؟ من در پاسخ گفتم: اگر وقت دارید خدا گفت : وقـت من بی نهایت اسـت پرسیدم: چه چیز بشر تو را سخت متعجب می سازد ؟ خدا پاسخ داد: کـودکیـشـان این که آن ها از کودکیشان خسته می شوند و عجله دارند که بزرگ شوند و دوباره پس از مدت ها آرزو می کنند باز کودک شوند این که آن ها سلامتی خود را از دست می دهند تا پول بدست آورند و پولشان را از دست می دهندتا سلامتی از دست رفته را باز جویند این که با اضطراب به آینده می نگرند و حال خویش را فراموش می کنند.... یک پاورپوینت بسیارزیبا تقدیم به همه دوستان
داستانی در مورد ارزیابی عملکرد
خواندنی است

ارزیابی عملکرد
مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.
پسرک پرسید: خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟
زن پاسخ داد: کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد !
پسرک گفت: خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد!
زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم.
در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.
مجددا زن پاسخش منفی بود.
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.
مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...،
از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیّه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.
پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم.
من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند.
آیا ما هم میتوانیم چنین خود ارزیابی از کار خود داشته باشیم؟
اکثر ما می دانیم رمان نویسی اروپا با رمان دن کیشوت اثر سروانتس آغاز شده است، اما نمی دانیم رمان نویسی در ایران با کدام کتاب و از کدام نویسنده ، آغاز شده است. اولین رمان فارسی به نوشته آقای شمس لنگرودی، حاجی آقای اصفهانی نام دارد که توسط جیمز موریه درسال 1824میلادی (1204 ه-ش) در لندن به زبان انگلیسی نوشته شده است . رمان بعدها توسط میرزا حبیب اصفهانی از نسخه فرانسه به زبان فارسی برگردانده شده است. داستان درباره، دربار فتحعلی شاه قاجار است و در ان نویسنده سنتهای کهنه جامعه ان روزگار ایران را به رشته تحریر درآورده است. موریه فرستاده انگلستان به ایران بوده که در امضای قرار داد گلستان و عامل سرگردانی اولین گروه بورسیه دانشجویان ایرانی و در تراشیدن هزینه های بالا برای انها نقش بزرگی داشته است.( نخستین گروه دانشجوی در سال 1190 هجری شمسی در زمان فتحعلی شاه بهمت عباس میرزا ولیعهد به لندن اعزام شدند شامل : دو نفر از پسران اشراف آذربایجان به نام های محمد کاظم- پسر نقاش باشی عباس میرزا -و میرزا حاجی بابا افشار بود .که این افراد برای تحصیل در طب و نقاشی به انگلستان فرستاده شدند.)*
آقای دکتر محمد فتوحی - دکتر حبیب الله عباسی قدیمی ترین رمان ایرانی را ستاره گان فریب خورده نوشته فتحعلی آخوندزاده که به زبان ترکی به رشته تحریر درامده است می دانند. اخوندزاده در سال 1191 در نوخای آذربایجان متولد شد اما پدرش ایرانی و از اهالی خامنه بود ، اخوندزاده به مدت طولانی در ایران زندگی کرد و برای همین از اوضاع واحوال مردم آن دوره اطلاع داشت. کتاب در سال هفتم پادشاهی شاه عباس اغاز می شود که ستاره دنباله داری در آسمان می درخشد و منجمان ، ستاره دنباله دار را نشانه مرگ پادشاه می پندارند، یکی از منجامن پیشنهاد می کند در ایام نحسی کسی دیگر بجای شاه بر تخت سلطنت بنشیند که اگر بلایی هم می خواهد نازل شود بر او نازل شود. از این رو از میان محکومین به اعدام یوسف ترکش دوز را انتخاب می کنند و بر تخت پادشاهی می نشانند. به نوشته لنگرودی [ اخوندزاده در این داستان وحشتناک ، که داستان همیشه ایران بوده است، از طرفی رذالت بی حد حاکمرنان مرتجد و بی فرهنگ را بیان می کند، که به خاطر وهمی ابلهانه جان هزاران نفر را به خون می کشانند.] رمان در سال 1253 هجری شمسی از زبان ترکی توسط میرزا جعفر قراجه داغی به فارسی برگردانیده شده است.اولین رمان فارسی که به زبان فارسی نوشته شده است از نظر اقای شمس لنگرودی کتاب شمس و طغرا نوشته محمد باقر خسروی است.
محمد باقر میرزا پسر محمد رحیم میرزا از خانواده قاجاری بود و در 24 ربیع الثانی در سال 1266 در تهران متولد شدف پدرش فرزند محمدعلی میرزا دولتشاه از نوادگان فتعلی شاه است او به نوشته خسروی به تربیت فرزندان خود توجه بسیار داشته،وی در کرمانشاه به تحصیل فارسی، عربی ، علوم ادبی ، منطق ، ریاضیات و معارف اسلامی پرداخت. گاهی شعر می سروده که پدر او را از ان کار منع می کرده. حسینعلی خان ساطان ادیب و دانشور تخلص خسروی را برایش برگزید و گرنه نام خانواده گی اش دولت داد است. بعد از مرگ پدر کفالت مخارج خانواده را بعهد گرفت اما از ادب و افکارعرفانی دور نشد. در اغاز جنگ جهانی اول و ورود انگلیسی ها، روس ها، ترکها به شهر های ایران واغتشاش داخلی باغث شد تا بخاطر برخی از فعالیت هایش به ناچارمدتی خارج از کرمانشاه زندگی کند و سر انجام او را با قول و قرارها به شهر آوردند اما تا رسیدن دستگیر و زندانی شد و به خواست روس ها که می خواستند تا او را به سیستان تبعید کنند اما نظرشان در همدان تغییر کرده و در همان جا در زندان بدی مبحوس شده وی شعرهایی را که نمودار فرار او از دست سپاه روس و پناه بردن به کوه هها است در انجا سروده (در سال 1335 ه-ق). بعد از دو ماه به کمک امیر افخم قره گزلو از زندان ازاد شد اما بعد از رهایی به تهران تبعید شد و تا پایان عمر خود در تهران ماند و در انجا اشعاری برای ادیب المالک فراهانی سرود و ستایش معصوم علی نایب الصدر مولف کتاب طریق الحقایق سرود. در شانزده ربیع اول 1338 ه-ق عمرش به پایان رسید و در ابن بابویه در کنار پیر طریقتش اقا محمد حسن نقاش زرگر به خاک سپرده شد.
شمس و طغرا شامل سه جلد کتاب است که دربرگیرنده داستان عاشقانه و تاریخی دو دلداه به هم می باشد. داستان از اردیبهشت 667 هجری یعنی سال سوم حکومت ابش خاتون عروس هولاگو و اخرین اتابک از سلسله سلغریان و دختر اتابک سعد بن ابوبکر در فارس بوده که در زمان ورود امیر انکیانو فرستاده ایلخان به شهر-شمس و ظغرا رمانی است عاشقانه و به اسم دو قهرمان اصلی کتاب هر سه جلد کتاب در برگیرنده ماجراها و مشکلاتی است که بر سر راه این دو قهرمان بوجود می اید -شمس به همراه پدر برای استقبال از انکیانو - امیر مغول به شیراز می ایند و اتش سوزی در خانه التاجو بهادر سرکرده مغولان که تازه مسلمان شده موجب می شود تا شمس برای کمک که در خانه به دام حریق افتاده اند بهکمک بشتابد و در انجا دختر التاجو بهادر همان طغرا را از آتش نجات می دهد و دلباخته او می شود و چون مغولان از قوانین یاساق ایلخانی پیروی می کردند و دختر به غیر تاجیک نمی دهند اولین مانع برای رسیدت دودلداه به هم بوجود می آید....
آقای احسان عابدی در متن نوشته بازخوانی تاریخ رمان نویسی در ایران کتاب حکایت پیر و جوان به نوشته ناصرالدین شاه (البته در ان نوشته هم ایشان نام نویسنده کتاب را با همراه دلایلی ناصرالدین شاه می دانند اما به نوشته خودشان در اینباره تردید است که نویسنده کتاب عبدالکریم منشی تهرانی منشی خصوصی ناصرالدین شاه باشد اما با اوردن دلایلی نویسنده کتاب را ناصرالدین شاه می دانند.) را اولین رمان فارسی می دانند. کتاب در سال 1501 ه-ش نوشته شده است. البته به کتاب سیاحت نامه ابراهیم بیک نوشته زین العابدین مراغه ای که در سال 1285 نوشته شده اشاره می کند اما با ارائه دلایلی این احتمال را که سیاحت نامه ابراهیم بیگ اولین رمان فارسی می باشد را رد می کند- حکایت پیر و جوان - داستان سه روزی است که شاه تصمیم می گیرد با لباس عامی به میان مردم برود. اولین روز پی کودکی می رود و رفتار او را زیر نظر می گیرد و روز دوم دنبال جوانی می رود و روز سوم به دنبال پیر مردی ...
من هنگامی که به معراج برده شدم ٬ وقتی به درخت سدرة المنتهی رسیدم ٬ دیدم که برگهای آن بسیار پهن و بزرگ است ٬ به طوری که هر برگی از آن بر سر امتی سایه افکنده است و میوه های بزرگ و درشتی دارد . و همین که جلوه ای از امر خدا آن را پوشاند به صورت یاقوت و زمرد و مانند آن در آمد . اشاره به « اذ یَغشیَ السِّدْرةَ ما یَغْشی» است ٬ یعنی درخت سدرة المنتهی را چیزی پوشاند که حالا آن چیز ٬ نور یوده یا جلوه ای از عظمت پروردگار خدا می داند .
در روایت دیگری پیامبر اکرم (ص) فرموده : من وقتی به درخت سدرة المنتهی رسیدم با پروردگارم به اندازه « قابَ قَوْسَینِ اَوْ اَدْنی » فاصله داشتم یعنی به اندازه دو قوس یا کمتر از آن .
آری این عظمت سدرة المنتهی را می رساند. مخصوصا که فرموده « جنة المأوی » و بهشت برین هم در کنار آن است .
همچنین پیامبر اکرم (ص) فرمودند : من دیدم که روی هر برگی از برگهای درخت سدرة المنتهی فرشته ای استاده است و مشغول ذکر و تسبیح خداوند است .
لازم به ذکر است که « سدر » اسم جنس است یعنی جنس درخت سدر است و سدرة یعنی یک درخت سدر و « منتهی » یا اسم مکان است یعنی جایی که این درخت در آنجاست و یا به معنای منتهی الیه آسمانهاست ٬ یعنی این درخت در آخرین نقطه آسمانهاست و این معنا با آنچه در حدیث آمده که : سدرة المنتهی در آسمان هفتم است و یا جبرئیل نتوانست جلوتر از آن برود و یا پیامبر در آنجا با خداوند به اندازه دو قوس یا کمتر فاصله داشت سازگارتر است .
البته بعضی هم گفته اند : این درختی است در بهشت برزخی و الله العالم .
می گویند : در کشورهای عربی هم درخت سدر است که درختی است بسیار بلند که بلندی آن به چهل متر می رسد و تا دو هزار سال عمر می کند و سایه ای بسیار سنگین و لطیف دارد ٬ اما عیبی دارد که خاردار است ٬ لذا عربی آمد پیش رسول خدا و عرض کرد : ای رسول خدا ! در قرآن نام درختی خاردار آمده ٬ من فکر نمی کردم در بهشت چنین درختی باشد! حضرت فرمود: آن درخت کدام است ؟ عرض کرد : درخت سدر ٬ که درختی است خاردار . حضرت فرمود : مگر خداوند در قرآن نفرموده : « فی سدرٍ مَخْضودٍ » ۱ یعنی درخت سدر بدون خار! یعنی درخت سدر بهشتی اصلا خار ندارد ٬ بلکه به جای خار ٬ خداوند میوه قرار داده است که هر میوه ای هفتاد و دو رنگ ماده غذایی دارد که هیچ یک شباهتی به دیگری ندارد .۲
۱) سوره واقعه ٬ آیه ۲۸ .
۲) تفسیر المیزان٬ج۱۹ ٬ ص۵۷ـ۴۶ . تفسیر نمونه ٬ج۲۲ ٬ ص ۵۰۱ـ۴۹۵ و ج ۲۳ ٬ ص ۲۲۰ . بحارالانوار ٬ ج۸ ٬ مبحث بهشت .
برگرفته از وبلاگ«dozakh-atash.blogfa.com»
در ابتدای فصل هشتم کتاب فارسی سوم راهنمایی دوبیت از شعر اقبال لاهوری آمده است . در ذیل کل ابیات شعر رو جهت اطلاع شما دوستان اوردم.
ای جوانان عجم جان من و جان شما
غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام
تا به دست آورده ام افکار پنهان شما
مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت
ریختم طرح حرم در کافرستان شما
تا سنانش تیز تر گردد فرو پیچیدمش
شعله ای آشفته بود اندر بیابان شما
فکر رنگینم کند نذر تهی دستان شرق
پارهٔ لعلی که دارم از بدخشان شما
می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند
دیده ام از روزن دیوار زندان شما
حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل
آتشی در سینه دارم از نیاکان شما